تبليغاتX
وبلاگی برای سوپراستار ایران
این وبلاگ رو بخاطر علاقه م ساختم امیدوارم خوشتون بیاد

سالي متفاوت براي رضا گلزار


دو خواهر

بدون اغراق در سالهاي اخير به هر دليلي، محبوبترين و پرطرفدارترين بازيگر سينماي ايران در بين طرفداران و اهالي مطبوعاتي بود و در تمامي فيلمهايي كه بازي ميكرد، به ويژه در پنج سال اخير، فروش چشمگيري نصيب آن فيلم مي‌‌شد. آخرين فيلمي كه او در آن نقشآفريني كرده است، «دو خواهر» به كارگرداني «رضا بانكي» است كه تصويربرداري آن در اصفهان صورت گرفته و قرار است به زودي اكران شود. او در سال 87، بيشتر به كار جديدش كه بيارتباط با دنياي سينما هم نيست، مشغول بوده، و سعي ميكند به شكل جدي آن را ادامه دهد، همان طور كه سينما را به شكل جدي ادامه داد، ميگويد: «سال 87، برايم يك سال متفاوت بود.»

از او بيشتر بدانيم

 متولد اول فروردين ماه، ليسانس مكانيك، فرزند سوم خانواده، داراي يك برادر و يك خواهر بزرگتر و يك برادر كوچكتر. در كودكي از آن دست بچههايي بود كه درس و مشق برايش در اولويت بود. پدرش علاقهمند بود كه محمدرضا مانند خودش در رشته مكانيك تحصيل كند، اما پسر عاشق دندانپزشكي بود. تا سال سوم دبيرستان در رشته رياضي فيزيك تحصيل كرد و در كنكور هم در دو رشته مترجمي زبان و مهندسي مكانيك شاخه سيالات قبول شد. اما سال آخر دبيرستان تغيير رشته داد و به رشته تجربي رفت تا بتواند در دندانپزشكي قبول شود، اما آن سال مصادف شد با تغيير ساختار آموزشي و ضرايب خاص! پس دوباره به همان رشتهاي كه پدرش دوست داشت برگشت و شد دانشجوي مكانيك در محله خيابان شريعتي، خيابان انديشه بزرگ شد، اما الان به همراه پدر و مادرش در يكي از خيابانهاي فرعي پل رومي زندگي ميكند.

 ابتدا پيانو مينواخت، اما كمكم به گيتار و پركاشن رو آورد. ميگويد: «موسيقي به من آرامش ميدهد و نواختن احساس لذتبخشي به من ميدهد.»... پس از آشنايي با گروه آريان از ابتداي تاسيس گروه در كنار آنان بود، اما بعدها سينما وارد زندگياش شد و فصل جديدي برايش رقم خورد.

 اغلب فيلمهايش را در ميان مردم و در سينما ميبيند و همواره در سالهاي اخير سعي كرده كه مردم را با نوع برخوردش راضي نگه دارد.

 فيلمهاي آتشبس، توفيق اجباري و كما اوج بازي او بود. به خصوص آتشبس ساخته «تهمينه ميلاني» كه به همراه مهناز افشار در آن ايفاي نقش كرد. او درباره بازي در توفيق اجباري ميگويد: «با بازي در آن فيلم دوست داشتم به مردم بگويم، شهرت و معروفيت تمام سينما نيست، بلكه اين حرفه سختيهاي زيادي دارد كه تنها بخشي از آن را در توفيق اجباري ديديد.»

 ميگويد: دست پدر و مادرم را ميبوسم، آنها صميميترين دوستان من هستند و هميشه با آنان در امور زندگيام مشورت ميكنم. هر چقدر به آنان محبت كنم، باز هم كم است. محبت به پدر و مادر، موجب محبت خداست.

يك سال متفاوت براي رضا گلزار

آنچه مي‌‌خوانيد گفتههاي بهمن فرمانآرا يكي از كارگردانان موفق و بنام سينماي ايران است: «محمدرضا گلزار سوپراستار واقعي سينماي ايران است.» با گلزار چند روز مانده به نوروز به گفتگو نشستيم، آخرين بار كه او در نوروز و سر سفره هفتسين خانواده سبز نشست، نوروز سال 85 بود، به همراه علي دايي، فرزاد حسني، مجتبي جباري، جواد كاظميان و حالا سه سال بعد از آن، در نوروز 88، يكبار ديگر اين اتفاق به شكلي ديگر انجام پذيرفت. در گفتگوهايي كه طي اين سالها با او صورت داديم، از زندگي هنري و ورزشي او براي شما نوشتيم و كاملا با او آشنا هستيد، اما در اين شماره به دليل اينكه رضا گلزار سال 87 را بيشتر صرف «كلوپ مردان» خود كرد، ماحصل گفتگوي ما، حول اين موضوع بود، او برايمان از هدفش براي تاسيس اين مجموعه گفت: سعي ميكنيم جوانان را آماده كنيم تا بر اساس نياز فيلم و معرفيشان به تهيهكنندگان، شانس ورودشان به سينما بيشتر شود، از طرفي مردان ايراني از يك سني كه بالاتر ميروند، ديگر به ظاهر خود نميرسند، ورزش نميكنند و... ما سعي كرديم افرادي كه به اينجا ميآيند را به شرايط آرماني برسانيم، كساني كه وارد مجموعه ميشوند، برايشان فايل درست ميكنيم، آنها را دست مربيان متخصص و برجسته ميسپاريم، برنامه رژيم غذايي ميدهيم و هر ماه آنها را نسبت به ماههاي قبل مقايسه ميكنيم تا تغييرات محسوس آنها مشخص شود... در سال 87، رضا گلزار بازگشتي به ميادين واليبال داشت و به عنوان مربي بدنساز فعاليت خود را در سوپرليگ آغاز كرد و همين امر باعث شد تا تماشاگران زيادي به خاطر او به سالنهاي واليبال كشيده شوند... امسال يك سال متفاوت براي رضا گلزار در زمينه جديد كاري بود. اما نكته جالب اينكه، او همچنان اتفاقات فوتبال را دنبال ميكند، به حمايت از تيم ملي ميپردازد، شبي كه پيش او بوديم، در مطبوعات ورزشي خبر آشتي علي كريمي با علي دايي به چاپ رسيده بود كه اين مسئله باعث خوشحالي او شده بود و ناخودآگاه صحبتمان به فوتبال هم كشيده شد.

سال بدي نبود

وقتي از او ميپرسيم كه سال 87، چه سالي براي تو بود، اين گونه برايمان ميگويد: «سال 87، سال خوبي براي من بود، در يك فيلم به نام «دو خواهر» بازي كردم كه به زودي اكران خواهد شد، ضمن اينكه به ورزش حرفهاي و سوپرليگ بازگشتم و به جز اينها سعي كردم بيشتر به كلوپ مردان كه تاسيس كردم، برسم در مجموع سال بدي برايم نبود، چون كه زحمات زيادي كشيدم تا «كلوپ مردان» را به يك ساختار مناسب برسانم.

اما او چرا mensclub را افتتاح كرد، گلزار مي‌‌گويد: «من اين كلوپ را ابتدا براي خودم افتتاح كردم. كارهايي از جمله گريم و آرايش مو و صورت را قبل از اينكه در فيلمي بازي كنم، اينجا انجام مي‌‌دادم. مي‌‌خواستم آتليه شخصي براي خودم داشته باشم، بر اين اساس من اين كلوپ را تاسيس كردم...»

او ميگويد: در اين كلوپ آرايش و طراحي و اصلاح مو و گريم و ماساژ براي مردان، همچنين مشاوره بدنسازي وجود دارد، ضمن اينكه يك آتليه عكاسي مجهزي هم داير كرديم، يك گوشه كار هم به دكوراسيون داخلي برميگردد... گلزار مي‌‌گويد: من كلينيك دكوراسيون داخلي دارم، يعني از ابتدا كليد ساختمان مسكوني يا تجاري را تحويل مي‌‌گيرم و بعد از تغيير دكوراسيون كليد را هم تحويل مشتري مي‌‌دهم. از كف، ديوار و چيدمان سيستمهاي صوتي و تصويري و... كار مبلمان انجام مي‌‌دهيم، هم مبلمان وارد مي‌‌كنيم، هم مبلمان مي‌‌سازيم، هم طراحي مي‌‌كنيم و يك تيم 17 نفره مرا همراهي مي‌‌كنند منزل، ويلا يا محل كار با هر بضاعتي كه در نظر بگيرند، كار ما را شامل مي‌‌شود.

و اين ايده از كجا شكل گرفت؟ «تخصصي بودن و حرفهاي بودن اين كار براي من خيلي مهم بود و اين جريان را به طور حرفهاي بررسي كردم، چرا كه اعتقاد دارم در هر كاري كه وارد مي‌‌شوم بايد بهترين كار را ارائه دهم و بهترينها را دور هم جمع كنم... در اين مجموعه دوستاني را گرد هم آوردم كه به نظر من از متخصصترين و بهترينها هستند، من هميشه دوست داشتم چيزي كه در ذهنم است، را در مورد كارهايي كه به سينما مربوط مي‌‌شود و عكاسي و ... را بتوانم به صورت تخصصي به مردان ايراني كه دوست داشتند و مي‌‌پرسيدند كه مثلا من موهايم را كجا درست مي‌‌كنم يا كجا عكس مي‌‌گيرم را به اين دوستان معرفي كنم. از او مي‌‌پرسيم، با اين تفاصيل هزينه در اينجا بايد زياد باشد: بايد بگويم كه اصلا اين مجموعه، مجموعه گراني نيست و در توان همه جوانان است و حتي شايد قيمت اينجا از قيمتي كه جاهاي ديگر پرداخت مي‌‌كنند، كمتر هم باشد و حتي براي بعضيها باوركردني نباشد.» گلزار در ادامه مي‌‌گويد: تعدادي از همكاران من به آشناييهاي گذشته برميگردد. برادر خودم «برديا» هم مدير داخلي اينجاست كه از ساعت 9 صبح در مجموعه به من كمك مي‌‌كند. خودم هم سعي مي‌‌كنم ساعاتي از روز را در اينجا باشم.

او ميگويد: «خوشبختانه توانستم در يك سال اخير، به اين مكان شخصيت بدهم و هنرمندان و ورزشكاران را به اين كلوپ جلب كنم، شايد اين افراد در گذشته سختشان بود كه هر كدام از اين كارها را در گوشهاي از شهر انجام بدهند. آنها با مراجعه به اين مركز راحتترند، ضمن اينكه از اعتمادشان هم سپاسگزارم. در اين كلوپ آتليه عكاسي، سالن طراحي و زيبايي و گريم مخصوص آقايان و سالن ماساژ و خدمات مربوط به آن وجود دارد. سعي كردم بهترينها را جمع كنم و بر اساس شرايطي كه برازنده يك جوان ايراني است، در اين كلوپ اين خدمات را ارائه دهم. ضمن اينكه توانستم، به جز اشتغالزايي، يك عده جوان را دور هم جمع كنم و مي‌‌دانم كه بچهها عاشقانه اين كار را انجام مي‌‌دهند...»

آتليه عكاسي

پيام ايرايي، به جز اينكه عكاس خصوصي رضا گلزار است، مسئوليت آتليه عكاسي كلوپ مردان را هم برعهده دارد. 10 ماهي است كه در اينجا كار مي‌‌كنم و دليل ورودم هم اعتماد به محمدرضا گلزار است. ايرايي مي‌‌گويد: با تمامي بازيگران سينماي ايران آشنا هستم و قبل از اينكه وارد اين مجموعه شوم هم در بين اهالي سينما شناخته شده بودم اما هر كسي دوست دارد بهتر و كاملتر شود و من هم حس كردم در كنار محمدرضا گلزار مي‌‌توانم كاملتر شوم و او هم خيلي به من كمك كرد.

وي ضرورت اين «كلوپ» را اينطور مي‌‌گويد: به هر حال يك بازيگر و يك هنرمند ترجيح مي‌‌دهد كه چنين مركزي را به صورت شخصي براي خودش داشته باشد كه البته خيلي در ايران باب نيست. اما خارج از ايران، تقريبا همه هنرمندان چنين فضاهايي را براي خودشان دارند و حالا رضا گلزار اين فضا را به مردم هم انتقال مي‌‌دهد. مردم هم به دليل اعتمادي كه به او دارند، مراجعه مي‌‌كنند و در نهايت پس از مراجعه به اينجا مي‌‌بينند كه كارمندان از دل و جان مايه مي‌‌گذارند و كار مي‌‌كنند.

واليبال

شايد خيليها تصور كنند كه رضا گلزار از آنجا كه سالهاي گذشته به شكل تفريحي در تيم واليبال هنرمندان حضور داشت به سوپرليگ واليبال رو آورده، اما اين طور نيست. رضا گلزار به جز اينكه يك بازيگر حرفهاي است و در كنار آن موزيسين ماهري هم هست، در واليبال هم از سالها قبل به شكل حرفهاي فعاليت مي‌‌كرده. رضا مي‌‌گويد: از بچگي به شكل حرفهاي واليبال بازي مي‌‌كردم، در ميني واليبال تهران اول شدم، در نوجواني در تيم پارسخودرو حضور داشتم، در رده جوانان در تيم شيشه و گاز بازي مي‌‌كردم، سابقه حضور در تيم پاس هم دارم، مربيان مليپوش زيادي داشتم از جمله: فرهاد داخم، محمد حيدرخان، حسن نبي و فريد صائبي كه در حال حاضر همه آنها مربيان سوپرليگي هستند. من عنوان قهرماني واليبال تهران در رده نوجوانان و نايب قهرماني در رده جوانان را دارم كه حكمهاي آن هم موجود است، اما از آنجا كه درگير سينما و موسيقي شدم، از واليبال فاصله گرفتم، ولي در تيم هنرمندان هم فعاليت خود را ادامه ‌‌دادم و كاپيتان آن تيم بودم، از آنجا كه با آقاي شهيديان رفاقت داشتم، يك روزي مقابل تيم ارتعاشات صنعتي بازي كردم. براي وي خيلي جالب بود كه من واليبال را خوب بازي مي‌‌كنم، از اينرو از من دعوت كرد كه به عنوان مربي بدنساز در كنار تيم فعاليت داشته باشم كه جا دارد از علي غلامي و مجتبي عالي دو مربي ديگر بدنساز كه در كنار من هستند، تشكر كنم.

از طرفي من در بدنسازي هم در سالهاي نه چندان دور فعاليت مي‌‌كردم.. اگر هم به كسي برنخورد! سال آينده هم اين فعاليت را ادامه خواهم داد. جا دارد از علي رشيديان كه باعث بازگشت من به عرصه واليبال حرفهاي شد، تشكر كنم.

حمايت دوباره از تيم ملي

رضا گلزار هميشه و در همه حال از تيم ملي حمايت مي‌‌كند، نه به دليل اينكه چون علي دايي هم دوستش است و هم سرمربي تيم ملي. اگر به ياد داشته باشيد سال گذشته در زمان مربيگري امير قلعهنوعي هم به اردوي مليپوشان رفت و ساعاتي را با آنان سپري كرد. او كه دل پري از منتقدين دارد و حسادت را ريشه اين انتقادات مي‌‌داند، مي‌‌گويد: در حال حاضر علي دايي سرمربي بيش از 70 ميليون ايراني است، چرا؟ چون كه 70 ميليون ايراني داخل كشور زندگي مي‌‌كنند و يك سري هم خارج از كشور. در شرايط حاضر بياييم، از «دايي» حمايت كنيم و انتقادهاي بيهوده نكنيم. هر نقدي كه از دايي مي‌‌كنيد، فشار روحي زيادي بر او تحميل مي‌‌كند. بهانه علي كريمي را داشتيد كه او هم به تيم ملي بازگشت. هر دويشان دوستان من هستند و خيلي خوشحالم كه كدورتي بين آنها نيست، پس بياييد كمك كنيد و همه دستبهدست بدهيم تا در شرايط حاضر كه علي دايي سرمربي است، اين تيم به جامجهاني صعود كند. اين هم درست است كه اين اظهارنظرها سليقهاي است، براي مثال، شما مخالف حضور دايي در تيم ملي هستيد، من عاشق علي دايي هستم. اما در شرايط حاضر اين راهش نيست، ما كه از باخت ايران به دليل اين كه دايي مربي تيم ملي است نبايد خوشحال بشويم، اگر در بازي با كره، ورزشگاه از ابتدا پر بود، شايد سه امتياز بازي كسب مي‌‌كرديم. به نظر شما چرا بايد نيمي از ورزشگاه تا پايان نيمه اول، پر شده باشد؟ نبايد براي علي دايي جوسازي كنيم، نظر شخصي من در مورد دايي اين است كه خداوند او را خيلي دوست دارد و علي دايي لياقتش اين است كه آقاي گل جهان باشد... . دائما مي‌‌گوييم او به اين دليل آقاي گل جهان است كه، مثلا به مالديوگل زده، خب چرا بقيه نمي‌‌توانند به همين تيمها گل بزنند؟! مگر در قاره اروپا هم تيمهاي ضعيفي چون لوكزامبورگ،سانمارينو، آلباني و.. نيستند؟! نمي‌‌دانم اين منتقدين خودشان را تاكنون جاي دايي گذاشتهاند كه اين فشار سنگين را تحمل كنند! فكر مي‌‌كنيد دايي از نتيجه كرهجنوبي راضي است؟! فكر مي‌‌كنيد انتقادهاي فرداي بازي چه چيزي را مي‌‌تواند جبران كند؟ اينها صدمه به روح و روان عليدايي است...

از گلزار كه حسابي با غيرت و تعصب صحبت مي‌‌كند، مي‌‌پرسيم، حتي عدهاي پا را فراتر گذاشتند و گفتند علي دايي از بعضيها به قصد دعوت نمي‌‌كند تا تعداد بازيهاي مليشان به او نرسد، اما پاسخ قانعكننده گلزار... :« اون آدمي كه اين حرف را مي‌‌زند، حسادت در وجودش است. به نظر شما آيا آقاي دايي در اين جايگاه برايش صعود به جامجهاني مهمتر است يا كمتر بودن بازي ملي آن بازيكن؟! قطعا حضور در جامجهاني افتخارش براي علي دايي بيشتر است. در شرايط حاضر بايد رنگها را فراموش كرد. من به سهم خودم پيش از بازي با كرهجنوبي به اردوي تيم ملي در هتل المپيك رفتم و با بازيكنان خوشو بش كردم، به ورزشگاه هم رفتم و تيم ملي را تشويق كردم، اينكه شما به ورزشگاه نرويد، به فرض اينكه پيشبيني كرده بوديد، اين تيم نتيجه نمي‌‌گيرد كه راضيكننده نيست. بلكه با حمايت شما تيم ملي به جامجهاني مي‌‌رود.»

آرايشگران

اين مجموعه دو آرايشگر حرفهاي دارد، شاهين حسيني، با سابقهاي 12 ساله، تمام دورهها و رشتههاي آرايشگري و خدمات و گريم را گذرانده و مداركي از آلمان، فرانسه و ايتاليا در زمانهايي كه خارج از ايران بوده كسب كرده است. او عقيده دارد: آرايشگري شغلي است كه نبايد در يك نقطه ماند، بايد دائما خودمان را به روز كنيم تا بتوانيم بهتر كار كنيم و بهترين را اجرا كنيم، البته مدليكه اينجا انجام مي‌‌دهيم سعي مي‌‌كنيم بر اساس عرف جامعه باشد. همكار بعدي، وحيد فرهنگ است كه در اين مركز كار گريم و كات مو انجام مي‌‌دهد. او سابقه 12 ساله در اين حرفه دارد و مي‌‌گويد: مشترياني كه به اينجا مي‌‌آيند، توقع بيشتري نسبت به بيرون دارند و كار واقعا سنگيني داريم. او ميگويد: «رضا گلزار،آنقدر مهربان و خونگرم است و آنقدر انرژي به بچهها مي‌‌دهد كه واقعا كار لذتبخش مي‌‌شود و حتي بعضي وقتها هم پيشنهادهايي در كار مي دهد كه جالب است.»

خدمات براي مردان

مهرداد قنبري هم يكي ديگر از دوستاني است كه از روز اول افتتاح كلوپ در اينجا مشغول به كار شد و زمينه فعاليتش زيبايي پوست و ماساژ است. او مي گويد: تا پيش از راهاندازي كلوپ مردان، زيبايي پوست در ايران براي مردان وجود نداشت و حالا رفتهرفته جاافتاده است و خدا را شكر استقبال خوبي هم از آن شده است. او ميگويد: كارهايي كه انجام ميدهيم، آبرساني پوست است، براي كساني كه پوستشان خشك است.

پاكسازي پوست به ويژه براي كساني كه روي پوستشان جوش دارند، ويتامينرساني به پوست و... اما او در مورد يك كار جديد ديگر هم توضيح مي دهد، «ماساژ درماني»... آن هم با ماساژ سنگ... ماساژ سنگ اصلا در ايران نيست، چون با سنگهاي بازالت (آتشفشاني) اين كار را انجام مي‌‌دهيم. اين سنگها گرما را در خود نگه مي‌‌دارند و زماني كه از آن براي ماساژ استفاده مي‌‌كنيم، تقريبا تمام دردهاي عضلاني را بيرون مي‌‌كشند و براي ورزشكاران هم خيلي مفيد و موثر است ضمن اينكه براي بعضي از گرفتگيها و امراض عضلاني هم مفيد است و كارايي دارد.

سلامتي ايرانيان

«اميدوارم سال 88، سال خوبي براي همه باشد، حسادتها كنار گذاشته شود تا راه براي پيشرفت باز شود، ما ايراني هستيم و بايد همديگر را دوست داشته باشيم، اميدوارم خير و خوشي و سلامتي سرسفره هفتسين ايراني ‌‌باشد. من تمام نوروزهاي زندگيام خوب بوده و دعاي من هم سلامتي است كه بزرگترين نعمت خداوند است. از دوستانم در خانواده سبز سپاسگزارم كه هميشه به من لطف داشتند و انرژي مثبت دادند.

رضا در پايان به معرفي دوستان و همكارانش پرداخت و از ما خواست كه به دوستان او هم اشارهاي داشته باشيم.

گرفتار موسيقي

نمي‌‌توانم موسيقي را رها كنم. به اين خاطر كه گرفتارشم! البته بايد براي تشكيل يك گروه صبر كرد، من نزديك يك سال و نيم صبر كردم تا كلوپ خودم را به ساختار مناسبي برسانم، براي موسيقي هم فكرهايي در سر دارم، اما بايد صبر كرد چون كه براي پياده كردن آن احتياج به زمان دارم.

لطف خدا

بازيگر، موزيسين، نوازنده، ورزشكار حرفهاي، پرطرفدار، طراح و ... راز اين همه موفقيت چيست؟ميگويد: «فقط و فقط لطف خدا به من است، چون خدا خيلي مرا دوست دارد. بعدش هم دعاي خير پدر و مادرم، من خيلي دوستشان دارم و هنوز هم در خدمتشان هستم.»

آتشبس گلزار

پرفروشترين فيلمي كه رضا گلزار در آن ايفاي نقش كرد، بازي در آتشبس به كارگرداني تهمينه ميلاني بود، فيلمي كه چيزي بيش از دو ميليارد و دويست ميليون تومان فروخت، او در اين فيلم در كنار مهناز افشار ايفا كرد.

منبع:www.ksabz.net


به امید دیدار
یاحق
+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 1:56 قبل از ظهر  توسط ناشناس | 

کودکی تک تک ما٬از لحظه های شیرین عید پر است و هیچ روزی توان ندارد با اول فروردین شمسی٬هماوردی در زیبایی و نیکی داشته باشد.خدا با بهار٬خودش را به شفاف ترین شکل ممکن نشانمان می دهد و بهانه ی خوشحالی بی دریغ روزهای بهار همین است.حس می کنیم راه مسدود تنفس دوباره باز شده و شاخه های خشکیده به معجزه خاک دوباره جان گرفته اند.

رنگ مورد علاقه خدا به سرشاخه همه درختان کشیده می شود و دست قدرتمند طبیعت٬هماهنگی جذاب کوه ها و صحراها را رهبری می کند.به رسم معهود ایرانیان٬ کینه رنگ می بازد و همراه فصل نو٬نگاه نو و سلام نو شکل می گیرد.

در یک آن همه چیز از حرکت می ایستد.لحظه ای تاریخی فرا می رسد.همه ایرانیان در نقطه نقطه خاک دنیا٬ به شکوهی وصف ناشدنی٬ در کنار سفره ای می نشینند که آیه های خدا در آن پر است.همه از خداوند سلامتی می خواهند٬جاودانگی می خواهند و کامرانی طلب می کنند.آن هم نه فقط برای خود٬ که برای تک تک هم نوعان٬هم کیشان و هم وطنانشان.

مردمی که عاشقانه دوست می دارمشان از همیشه خندان تر و خوشروتر می شوند و مجال می یابند زیبایی های ایران را از نزدیک به تماشا بنشینند.

آرامش که تحفه ی ابرها و بادهاست٬ می آید که تلخی نگرانی ها و اضطراب ها را بشوید.مادرها در کنار پدرها٬ کودکان در کنار هم و همه زیر سایه کهنسالان از هوای خوش بهار استشمام می کنند و شهر٬دیگر گونه دوست داشتی می شود.

آرامش٬مسیر خانه ها را به هم نزدیک می کند٬لحن هارا ملایم تر می کند٬وقت بیشتری دست می دهد تا به آسمان نگاه کنیم و زمان برای ستاره شمردن کم نمی آید.

به یاد می آوریم خدا به ما توان داده تا مهر٬ مبنای ارتباطمان باشد و بی دریغ همدیگر را دوست بداریم.سپاس بگوییم که قدرت زندگیمان بخشیده و نعمت دستگیری از ضعیفانمان داده.

خدا همان خدایی است که کودکی مارا از شیرینی یکرنگی پر کرد و مرض بی دوای دو رویی را از ما دور کرد.

لحظه ای که دیگران نقاب به چهره می زنند٬ خوشا آزادگی و یکرویی٬چه موهبتی بزرگ تر از اینکه در مقابل یکرنگی مردمی که تورا دوست می دارند٬ چونان آنان باشی و در مهر٬ خود را همراه و هم مسیر آنان بدانی؟

خدایا!همه را چنین آزاده بدار و بر آنان که چنین نیستند٬ طعم خوشش را بچشان.

منبع:golzarjoon.blogfa.com


به امید دیدار
یاحق


+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 1:34 قبل از ظهر  توسط ناشناس | 

به خاطر

سینماهم

 والیبال را
ول نمی کنم

محمدرضا گلزار در سال گذشته یکی از چهره های سال بود؛نه به خاطر کسوف کوتاه مدتش در سینما،که به خاطر ظهورش روی نیمکت  " ارتعاشات " در لیگ برتر والیبال.در روزهای ابتدایی پاییزخبری دهان به دهان گشت مبنی بر اینکه بناست محمدرضا گلزار در لیگ برتر والیبال بازی کند؛خبری که حتی تصورش هم برای بعضی ها خیلی هیجان انگیز بود. اما تنها چند روز بعد از آن شایعه،خبر رسمی مربیگری محمدرضا گلزار در تیم ارتعاشات منتشر شد. گلزار در کادر فنی ارتعاشات ،مربی بدنساز تیم شد و با این اتفاق موجی از انتقادات به " بازیگر-مربی " آغاز شد. گفت و گو با محمدرضا گلزار در روزی هماهنگ شد که ارتعاشات در سالن والیبال آزادی،گل گهر را برد و البته 2 روز پس از آن در دفتر آقای " بازیگر-بدنساز " در خیابان یخچال مصاحبه ما کلید خورد.با این پیش شرط که حرفی از سینما نزنیم و گفت گویمان کاملا ورزشی باشد. خوش خلقی گلزار در این گفت و گوی 2 ساعته باعث شد که هرچه بخواهیم بپرسیم؛البته فقط در حوزه ورزش.

 

 

 

تا الآن همه تصور می کردند محمدرضا گلزار بازیگری بوده که به والیبال هم سرک کشیده. ولی انگار پیش از اینکه بازیگر شوی،والیبالیست بودی،از چه سالی والیبال بازی کردی؟

من از سال 66 والیبال بازی کردم و در آن سال قهرمان مینی والیبال تهران شدیم.در تیم نوجوانان پارس خودرو بودم. یادم می آید مسابقاتش در سالن دیهیم تهران بود. بعد هم به شیشه و گاز رفتم و در تیم جوانان آن بازی کردم. در آن سال ها یک مرتبه هم به تیم تهران دعوت شدم

الآن عکسهایت را که نگاه می کنم،با تیم پاس هم عکس داری.

حیدرخان – سرپرست آن دوران تیم پاس – از دوستان پدرم بود. برای همین شانس داشتم با آنها هم تمرین کنم و مدتی را هم در فضای حرفه ای والیبال بگذرانم

در چه پستی مهارت بیشتری داشتی؟

توپگیر خوبی بودم. در نوجوانان تهران عنوان بهترین دریافت کننده از آن من شد. البته در کارهای سرعتی هم بد نبودم و تیممان کلی امتیاز از کارهای سرعتی من می گرفت

تا چند سالگی والیبال را جدی دنبال می کردی؟

تا 17 – 18 سالگی جدی والیبال بازی کردم. پس از آن هم تفریحی بود

البته چندان هم تفریحی نبوده. تا چند ماه پیش تیم والیبال هنرمندان را می گرداندی.

چند سالی کاپیتان تیم والیبال هنرمندان بودم تا اینکه یک مرتبه یک بازی دوستانه با تیم ارتعاشات صنعتی تهران داشتیم. پس از آن بود که با علی شهیدیان – مدیر ارتعاشات – حرف هایی زدیم برای پیوستن به ارتعاشات صنعتی

قبول کن که انتخاب تو به عنوان مربی بدنساز تیم ارتعاشات در مسابقات سوپر لیگ اتفاق عجیبی بود. به هرحال بدنسازی یکی از تخصصی ترین زیر شاخه های ورزش است و کسی که در این پست کار می کند باید با این شاخه از ورزش آشنا باشد.

من هم با بدنسازی آشنا هستم. چند سالی به صورت جدی بدنسازی کار می کردم و البته این مزیت را هم داشتم که به خوبی فضای والیبال را می شناختم و نسبت به آن حضور ذهن داشتم. برای همین هم پیشنهاد مدیر ارتعاشات را قبول کردم

ناراحت نمی شوی یک انتقادی از تو بکنم؟

راحت باش

آدم تصور می کند که از وقتی حضورت در سینما کمرنگ تر شده به والیبال آمدی تا در صحنه بمانی.

ببینید،اولا که حضور من در سینما هیچ وقت کمرنگ نشده. الآن یک فیلم در نوبت اکران دارم و سال آینده هم قرارداد بستم برای یک فیلم دیگر

اتفاقا مشکل همین جاست. احساس می شود که اگر به سینما برگردی دیگر مربیگری در والیبال خود به خود منتفی می شود.

نه اصلا اینطور نیست. شاید در روزهایی که ضبط داریم و صبح تا شب درگیر فیلم برداری هستم نتوانم به تمرینات تیم بیایم ولی بازهم با تیم هستم. همان طور که من به خاطر میبیگری در ارتعاشات صنعتی بازیگری در سینما را رها نکردم،مطمئن باشید به خاطر سینما هم والیبال را ول نمیکنم. من پس از چند سال دوری از والیبال تازه به سالنهای والیبال برگشتم. محال است که به این زودی ها آن را رها کنم

اما پیش از این،یک دوره موزیسین هم بودی و پس از اینکه بازیگر سینما شدی، آن را ول کردی

من هنوز هم موزیک را ول نکردم. الآن پرکاشن را به صورت حرفه ای دنبال می کنم

اصلا این انتقاد را قبول داری که گلزار به خاطر شهرتش به والیبال آمده و او را آوردند تا از شهرتش استفاده کنند؟

حرف شما 2 بخش دارد؛یکی اینکه من به خاطر شهرتم به والیبال آمدم. بخش دوم هم برمی گردد به اینکه من در والیبال چیزی ندارم و تنها آمدم تا از شرتم استفاده کنند

نه کاری ندارم به اینکه از والیبال اطلاعی داری یا نه. فقط می خواهم بگویم شهرت رضا گلزار در حضورش در تیم ارتعاشات بی تاثیر نبوده.

شما با این موضوع مشکل دارید؟

من که مشکلی ندارم اما می توانم تصور کنم بعضی تماشاگران حرفه ای والیبال از اینکه ببینند یک بازیگر آمده توی لیگ برتر والیبال و تخصصی ترین پست کادر فنی ارتعاشات را از آن خود کرده، حس خوبی نداشته باشند.

ببینید، من از 10 سالگی در والیبال بودم و از اعضای خانواده والیبال به حساب می آیم. من پیش از اینکه بازیگر باشم،والیبالیست بودم.کسانی که این حرف را می زنند خودشان از خانواده والیبال نیستند، وگرنه در این سالها من را دیده بودند

راستی چرا پیش از اینکه در ارتعاشات مربی بدنساز شوی، هیچ وقت فاش نکرده بودی که در جوانی والیبالیست بوده ای؟

بر ببین من هر جایی که گفت و گو داشتم و پرسیده اند که در جوانی چه کار کردی،گفته ام والیبال بازی می کردم

اما من نشنیده بودم. آدم تصور می کند که شاید اصلا نمی خواستی لو بدهی که زمانی ورزشکار حرفه ای بودی اما حالا که به والیبال آمده ای از آن سابقه استفاده کردی.

بازهم می گویم که در تمام گفت و گوهایم هرکسی از دوران نوجوانی من پرسیده من از دوران والیبال حرف زده ام

تو یک دوره والیبالیست بودی. بعد رفتی توی گروه آریان گیتار زدی. ستاره سینما شدی. حالا برگشتی به دنیای والیبال. زیاد از این شاخه به آن شاخه نپریدی؛آن هم تو که حضورت در هر یک از این حوزه ها یک اتفاق بزرگ به حساب آمده.

حالا این کاری که من کردم کار بدی بوده؟

من اعتقاد دارم که هر کسی هر کاری دلش می خواهد می تواند بکند.

پس چه مشکلی با این موضوع داری؟ من سعی کردم از بیشتر وقتم و سال های زندگی ام بهره کامل را ببرم. ناراحتت می کند؟

اگر گیتاریست باشی و همزمان بازیگر و البته دستی هم در والیبال داشته باشی، مشکلی نیست. اگر یکی از آنها شغلت باشد و 2تای دیگر تفریح و سرگرمی مشکلی نیست. اما وقتی تو هر سه تای اینها را به عنوان شغل انتخاب کنی،بالاخره بعضی ها پیدا می شوند که انتقاد کنند.

من والیبالیست هستم. استعداد موزیک هم دارم. در سینما هم هر فیلمی  که بازی کردم از آن استقبال شده. تا پیش از اینکه مربی بدنساز ارتعاشات بشوم،کسی کاری به این مسائل نداشت اما حالا همه بند کرده اند به اینکه من را به خاطر شهرتم به والیبال آورده اند. من والیبالیستی حرفه ای هستم و می گویم حتی اگر به خاطر شهرتم هم من را به والیبال آورده باشند نباید اینطور با من برخورد شود. مگر نه اینکه از وقتی به ارتعاشات آمدم در مسابقات خانگی تیممان سالن پر از تماشاگر می شود. این اتفاق خوبی نیست؟ اینکه هنرمندان به ورزش روی بیاورزند و بقیه هم تشویق شوند بد است؟ آقای داورزنی که رئیس فدراسیون والیبال هستند اعتقاد دارند حضورم در کادر فنی ارتعاشات یکی از اتفاقات خوب لیگ است اما کسانی که حتی یک بار هم پایشان را در سالن های والیبال نگذاشته اند و نمی دانند اصلا در سالن های والیبال چه می گذرد غر می زنند که رضا تنها به خاسر شهرتش به والیبال آمده. شما سر مسابقات ارتعاشات به سالن آمدید؟

بله، من یکی دو تا از مسابقات ارتعاشات را در سالن والیبال آزادی دیدم. برای من این توهم پیش آمده که داورها به احترام محمدرضا گلزار حسابی هوای تیم را دارند.

این حرف ها را قبول ندارم. می خواهم بدانم در سالن والیبال این انتقاداتی که شما می گویید وجود دارد؟

نه. در سالن والیبال از بهنام محمودی هم که ستاره تیمتان است محبوبتری. اصلا هر وقت تیمتان امتیاز بگیرد به جای اینکه والیبالیست های در زمین را تشویق کنند تو را تشویق می کنند. شعار می دهند " اسطوره سینما ". راستی معذب نیستی فضای سالن ها اینجوری است؟

هر وقت این اتفاقات می افتد در وقت استراحت بین گیم ها می روم سمت تماشاگران،خواهش می کنم که تیم را هم تشویق کنند

اما با وجود این، بازهم کار خودشان را می کنند و فقط شعار می دهند " اسطوره سینما ".

هرجا می روم مردم استقبال می کنند. همیشه این طوریه

محبوبیت در سالن های سینما لذت بخش تر است یا شهرت در سالن های ورزشی؟ در سینما یک فیلمی را بازی می کنی. یک سال بعد از اینکه اکران شد مردم تازه می فهمند چه کار کردی. حتی اگر از فیلم خوششان آمده باشد دستشان به تو نمی رسد که رو در رو احساسشان را با تو در میان بگذارند اما در والیبال همین که تیم امتیاز می گیرد همه تو را تشویق می کنند.

پیش از این هم وقتی در موسیقی بودم وقتی کنسرت داشتیم این موضوع را تجربه کرده بودم

روز اولی که سر تمرینات ارتعاشات رفتی برخورد عجیبی با تو نداشتند؟ مثلا علیه تو موضع بگیرند که فلانی بازیگر بوده و الآن به خاطر شهرتش مربی بدنساز ما شده.

نه مشکلی وجود نداشت. خیلی زود با من کنار آمدند

از وقتی به ارتعاشات آمدی دیگر با تیم والیبال هنرمندان هم که کار نمی کنی.

این تیم الآن دیگر فعالیت زیادی ندارد. به هر حال وقتش شده بود من حرفه ای تر به والیبال نگاه کنم و برای همین به ارتعاشات آمدم

در بین هنرمندان، والیبالیست دیگری بود که احساس کنی او هم می تواند به والیبال حرفه ای بیاید؟

واقعیتش را بخواهید نه. غیر از آقای قریبیان که سابقه والیبال حرفه ای داشتند، بین هنرمندان کسی را نمی شناختم که جدی والیبال را دنبال کند. اگر هم بود من الآن حضور ذهن ندارم

غیر از والیبال در رشته ورزشی دیگری هم مهارت داری؟

من الآن چند سالی می شود که حرفه ای بدنسازی می کنم

منظورم غیر از بدنسازی است؟

اسکی می کنم

حرفه ای؟

این را از کسانی بپرسید که اسکی کردن من را در پیست دیده اند

ما که ندیدیم، خودت بگو.

من در پیست با کلاه و عینک اسکی می کنم. کسی نمی فهمد رضا گلزارم. وقتی از بالای پیست پایین می آیم همه نگاه می کنند اما وقتی که پایین می رسم و کلاه و عینکم را در می آورم تازه من را می شناسند

پس با این حساب باید منتظز باشیم تا یکی دو سال دیگر خبر حضورت در اسکی راهم بشنویم.

شاید، معلوم نیست. من از 5 سالگی اسکی را یاد گرفتم و بر خلاف والیبال که چند سالی بین آن وقفه افتاد، اسکی را همیشه دنبال کردم. در تمام زمستان ها من در شمشکم

فوتبال بازی می کنی؟

نه این یکی را نه. زیاد اهل فوتبال بازی کردن نیستم

اما تا جایی که می دانم با علی دایی ارتباط خوب داری

با جناب آقای دایی!

بله. تا جایی که شنیدیم با جناب آقای دایی رفاقت دارید

چند باری با هم ملاقات داشتیم

یک دورانی عکس هایی از شما و جناب آقای دایی منتشر شده بود که در آن با هم سر میز بیلیارد بودید و چوب دستتان گرفته بودید. آن عکس ها نمایشی بود یا واقعا اینکه واقعا بازی کردید؟

نه عکس ها واقعی بود. ایت بال بازی می کردیم

شما بردید یا جناب آقای دایی؟

2 دست بازی کردیم. من هر 2 دست را بردم

راستی حالا که اینقدر با جناب آقای دایی ارتباط خوبی دارید چرا برای تماشای مسابقات تیم ملی به استادیوم آزادی نمی روید؟

صد در صد برای بازی های حساس تیم ملی در مسابقات مقدماتی به استادیوم می روم

تا الآن استادیوم آزادی رفتی؟

بله

البته احتمالا این قضیه برای دورانی است که کسی تو را نمی شناخت

بله، دوران نوجوانی بود

برای تماشای مسابقات چه تیمی به استادیوم می رفتی؟

حالا بماند

استقلال بود یا پرسپولیس؟

برای بازی های پاس می رفتم ورزشگاه! در انتهای این گفت و گو می خواهم تشکر کنم از آقای علی شهیدیان که باعث بازگشت من به عرصه والیبال شدند. همچنین تشکر می کنم از 2 مربی بدنسازم که مدتی است تحت نظرشان تمرین می کنم؛ جناب آقای مجتبی عالی و آقای علی غلامی
منبع : ویژه نامه نوروزی مجله همشهری جوان
به امید دیدار
یاحق

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 2:15 قبل از ظهر  توسط ناشناس | 

محمد رضا گلزار : کمی زمان بدهید تا ببینید چه تیم آماده ای از ارتعاشات می سازم.


وی ساعاتی پیش در نشست مطبوعاتی تیمش از دلایلش برای حضور در لیگ والیبال گفت:« والیبال را به صورت جدی و حرفه‌ای از سالهای 65 و 66 آغاز کردم و در تیم‌های نوجوانان و جوانان پارس خودرو، شیشه و گاز و پاس بازی کردم اما نزدیک به هفت سال است که بدنسازی را به صورت جدی دنبال می‌کنم. »وی افزود در جریان تمریناتی که مداوم و منسجم برگزار شده است در تیم با حضورم عامل افزایش صمیمیت‌ها شده‌ام اما حالا و با تکمیل اعضای تیم ، شرایط بهتر شده و باید بگویم نتیجه‌ی حضور مرا می‌توانید در بازی‌های بعد ببینید. ما حالا خیلی سخت تمرین می کنیم و داریم به مرز آمادگی کامل می رسیم. تیم آماده ای که بتواند در لیگ وضعیتی به سامان داشته باشد.»
گلزار با بیان این که تصمیم دارد با موافقت مسوولان تیم سال آینده هم در کنار تیم ارتعاشات باشد، گفت:«‌قرارداد من یکساله منعقد شده است اما اگر لازم باشد و توافق حاصل شود، سال آینده هم به همکاری‌ام ادامه خواهم داد.»

منبع : golzarjoon.blogfa.com

به امید دیدار
یاحق

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 0:41 قبل از ظهر  توسط ناشناس | 

مصاحبه اختصاصی مجله سینمای امروز با محمدرضا گلزار

یك روز در كنار محمدرضا گلزار تك سوپر استار سینمای ایران و اعضای كلوپ مردان



محمدرضا گلزار نامی آشنا و بسیار موفق در عرصه بازیگری می باشد ولی موفقیت وی تنها در این عرصه خلاصه نمی شود، شاید بتوان او را یك همه كاره موفق نامید چرا كه در هر زمینه ای كه شروع به فعالیت می كند به بهترین تبدیل می شود. حضور او در عرصه تبلیغات یكی از موفقیتهای او بود كه كمتر توسط سایر هنرمندان تكرار شد. اخیرا حضور كاملا حرفه ای وی در ورزش والیبال باعث شده تا تماشاگران زیادی راهی سالن والیبال شوند و در نهایت كلوپ مردان كه مجموعه ای مخصوص آقایان است با مدیریت وی به یك مجموعه فوق العاده مفید برای جوانان تبدیل شده است.حتما در چند شماره اخیر مجله با نام  "كلوپ مردان Men's Club"  با مدیریت محمدرضا گلزار برخورد كرده اید... شاید بسیاری از شما دوست داشته باشید تا بیشتر در مورد این مجموعه مخصوص آقایان بدانید و یا اینكه بسیاری از شما آن را یك مجموعه دور از دسترس و مخصوص قشری خاص بدانید، به همین دلیل با مساعدت محمدرضا گلزار عزیز و كمك های دوست عزیزمان، پیام ایرایی به این كلوپ مراجعه كردیم تا هرچه بیشتر شما را با امكانات و خدمات و حتی اعضا و كاركنان این كلوپ آشنا كنیم.

 آقای گلزار راه اندازی كلوپ مردان از كجا شكل گرفت؟

تخصصی بودن و حرفه ای بودن این كار برایم خیلی مهم بود و كاملا حرفه ای جریان را بررسی كردیم چرا كه اعتقاد دارم در هر كاری كه وارد می شوم باید بهترین كار را انجام دهم و بهترینها را دور هم جمع كنم. در این مجموعه هم تمام عزیزانی كه حضور دارند، به نظر من از متخصص ترین و بهترینها هستند. همیشه دوست داشتم آن چیزی كه در ذهنم است راجع به كارهایی كه تخصصی به سینما بر می گردد چه Make up، چه Haircut، چه عكاسی و ... را بتوانم به صورت تخصصی به آقایان ایرانی كه دوست داشتند و می پرسیدند كه مثلا من موهایم را كجا درست می كنم و یا كجا عكس می گیرم و ... را به این دوستان معرفی كنم. ضمن اینكه من این مجموعه را برای خودم راه اندازی كردم برای اینكه قبل از هر فیلمی گریم خودم را همین جا طراحی می كردیم و كار می كردیم، موهای من همینجا درست می شد، عكاسی هایم را در آتلیه خودم انجام می دادم و ...

دوست داشتید با علاقمندان این حرفه لزومات بازیگری را نشان بدهید؟

من دوست دارم به همه آقایان ایرانی این را بگویم كه لازمه بازیگر شدن این نیستذكه حتما موی بلند داشته باشید یا ظاهر آنچنانی داشته باشید. شما می توانید با شرایطی كه برازنده یك جوان ایرانی است و یا با آرایشی كه شایسته یك جوان ایرانی است وارد سینما بشوید.

اما خیلی از آقایان و حتی بازیگران ما خیلی به خودشان توجه ندارند و بخصوص زمانیكه از یك سن خاص می گذرند دیگر به یكسری مسائل شخصی توجه نمی كنند و به خودشان نمی رسند؟

كاملا درست است... البته ما اینجا را درست نكردیم كه كسانیكه به اینجا می آیند در پس آن وارد سینما بشوند و یا شانس آنها برای ورود به سینما بیشتر بشود، ولی مردان ایرانی از یك سن خاص كه بالاتر می روند دیگر به ظاهر خود نمی رسند، ورزش نمی كنند، و... ما سعی كردیم كه با یك چنین مجموعه ای، افرادی كه به اینجا می آیند را به شرایط ایده آل برسانیم. كسانیكه وارد مجموعه می شوند برایشان فایل درست می كنیم، آنها را دست مربیان متخصص و برجسته می سپاریم، برنامه رژیم غذایی می گیرند، ماساژ می گیرند، موهایشان درست می شود، می توانیم اینجا كار عكاسی شان را انجام دهیم، هر ماه آنها را نسبت به ماههای قبل مقایسه می كنیم و در این بین یك عده را به عنوان مدلهای مجموعه انتخاب می كنیم كه باید خصوصیات و برترهایی نبست به بقیه داشته باشند و شاید هر ماه یك تعداد خاصی باشند.

یعنی این مدلهای انتخابی شما عوض هم می شوند؟

بله صد در صد... كسانیكه به ظاهر خودشان اهمیت ندهند یا اضافه وزن پیدا كنند و ... را قطعا عوض خواهیم كرد.

یعنی یك جور تنبیه و تشویق محسوب می شود؟

بله، جوانها را تشویق می كنیم كه ورزش كنند و به ظاهر خودشان برسند. ضمن اینكه من تاكید می كنم كه ظاهر مناسب حتما داشتن موهای عجیب و غریب و یا مسائل خاص دیگر نیست.

موضوعی كه در مورد كلوپ مردان وجود دارد این است كه بسیاری از جوانان شناخت زیادی نسبت به اینجا ندارند و بعضا آنرا دست نیافتنی می بینند و فكر می كنند كه فقط یك طیف خاص می توانند از اینجا استفاده كنند؟

باید این را بگویم كه اصلا این مجموعه، مجموعه گرانی نیست و در بضاعت همه جوانان است و حتی شاید قیمت اینجا از قیمتی كه جاهای دیگر پرداخت می كنند، كمتر هم باشد و حتی بعضا غیر قابل باور است.

الان از مجموعه ای كه راه اندازی كردید راضی هستید؟

بله خیلی راضی ام. برای اینكه اینجا یك تعداد برادر هستیم كه كار می كنیم و یكسری سرویسهایی را به جوانان ایرانی می دهیم كه از بابت آن واقعا خوشحالم.

آشنایی شما با دوستانی كه در حال حاضر اینجا مشغول به كار هستند به سابقه سینمایی شما بر می گردد؟

تعدادی از دوستان بله. برادر خودم هم مدیر داخلی اینجاست و خیلی خوشحالم كه اینجا به من كمك می كند. ضمن اینكه به جز كارهایی كه راجع به آن صحبت كردیم فعالیتهای دیگری هم داریم مثل كار طراحی و دیزاین می كنیم، كار پكیج های تبلیغاتی انجام می دهیم و...

این فعالیتها كه گفتید خارج از كلوپ مردان است؟

كار دیزاین كه راجع به آن صحبت كردم خارج از این مجموعه است ولی بقیه كارها به نوعی مرتبط است. ضمن اینكه حتی قصد داریم توسط دوستانی كه كارهای  Makeup  و  Haircut را به خوبی انجام می دهند، كلاسهای آموزشی برگزار كنیم.

و برای مخاطبانی كه در شهرستانها دارید چطور؟

سعی داریم كه این كار را گسترش دهیم.

و برای كارهای تبلیغاتی هم فكری كرده اید؟ چون تا به حال خیلی محدود بوده است...

بله به دلیل اینكه من مدتی خیلی گرفتار بودم و حالا شاید بعد از این بیشتر بع این موضوع بپردازیم.

فرصت كافی برای رسیدگی به كارهای كلوپ مردان را دارید؟

همانطور كه عرض كردم برادرم به عنوان مدیر داخلی اینجا مشغول به كار هستند و خودم هم سعی می كنم ساعاتی از روز را در اینجا باشم. ضمن اینكه دوستانی كه اینجا مشغول هستند به نوعی همه برادر  من هستند و همه آنها در كار خودشان حرفه ای

منبع: سینمای امروز. سال سوم. شماره 40. اسفند 87

باشگاه مردانه سوپراستار هنرمندان

با تشکر از وبلاگ golzarjoon.blogfa.com

به امید دیدار
یاحق

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 0:34 قبل از ظهر  توسط ناشناس | 

بانک صادرات ۳ - ارتعاشات صنعتی ۱


 

 وقتی وارد سالن شدیم با خیل عظیم گروههای طرفدار آقای گلزار روبرو شدیم كه بسیاری از این عزیزان از دوستان پر مهر و محبت سابق هم بودند. تمام تماشاچیان بر یك نكته جالب همگی اتفاق نظر داشتند و آنهم اینكه "رضا گلزار تو خودش است و به هیچكدام از طرفدارانش حتی نگاه هم نمیكند!"

در جای خود كه مستقر شدیم تازه توانستم آقای گلزار را در میان جایگاه ناظران پیدا كنم. ایشان یك پالتوی مشكی بلند و شال گردن آبی رنگی بر گردنشان انداخته بود و موهایشان مشكی رنگ بود، و البته كه به راحتی میشد فهمید كه از موضوعی بسیار ناراحت است بطوریكه در میان ست های مسابقه به دفعات از جای خود بلند میشدند و برای پنهان شدن از دید تماشاچیان به جایگاه ویژه كه هیچیك از تماشاچیان خانم به آن دید نداشتند می رفتند و در كنار پدر محترمشان می نشستند.

از تماشاچیان برایتان بگم كه دختران كه این حال و روز آقای گلزار را دیده بودند اصلا تمایلی به تشویق نداشتند و همه مثل ماتم زده ها ساكت بودند و فقط هر از چند گاهی برای امتیازهای گرفته شده تیم ارتعاشات چند نفری دست می زدند. اما تماشاچیان پسر جبران می كردند و با شعارها و كف زدنها و پایكوبی هایشان جور دختران را می كشیدند.

البته قبول دارم كه باخت تیم روی افكار خیلی تاثیر گذار بود اما دلیل ناراحتی آقای گلزار ظاهرا فراتر از اینها بود تا جایی كه در جایی چند نفر از تماشاچیان دختر با تكرار جمله " گلزار بد اخلاق" سعی می كردند لبخندی به ایشان هدیه كنند كه البته خیلی هم بی تاثیر نبود.

در این بین تماشاچیان پسر هم از نعمت حضور آقای گلزار در جایگاه ناظران استفاده می كردند و با ایشان عكسهای یادگاری می انداختند كه ما هم فقط حسرش را خوردیم.

در پایان مسابقه یك نكته برایم جالب بود آنهم حضور یك دوربین فیلمبرداری سینمایی در كنار آقای گلزار بود كه از مسابقه و گاهی هم از آقای گلزار فیلمبرداری می كرد، البته چراییش را نمی دانم ولی آقای گلزار كه به هیچ وجه از حضور در كنار آن دوربین ناراحت نبودند.

در آخر هم در بیرون از سالن به خاطر برخورد بسیار زننده مامورین حراستی با دخترانی كه برای آقای گلزار به مناسبت ولنتاین هدیه آورده بودند، هم آقای گلزار و هم ما ورزشگاه را به سرعت ترك كردیم. متاسفم برای اینكه حتی بلد نشدیم كه حراست و محافظت از یك سوپر استار را درست بیاموزیم و بیاموزانیم.

منبع : www.rezzar.mihanblog.com

به امید دیدار
یاحق

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط ناشناس | 

پس از اعلام خبر جایزه بهترین کارگردانی (خرس نقره‌ای) در جشنواره برلین 2009 محمدرضا گلزار با ارسال متن کوتاهی برای سایت سینمای ما این موفقیت بزرگ را به سازندگان فیلم، مسئولان فرهنگی، سینماگران و مردم ایران تبریک گفت:

«جناب آقای اصغر فرهادی و گروه سازنده فیلم درباره الی؛
خبر حضور موفق فیلم شما در جشنواره جهانی معتبر برلین و کسب جایزه بهترین کارگردانی این جشنواره از سوی هیئت داوران برای تک تک اهل سینما مایه مسرت و افتخار است. به سهم خودم این موفقیت بزرگ را به اصغر فرهادی فیلمساز خوب سینمای ایران، گروه سازنده فیلم، تمامی سینماگران کشورم، مسئولان فرهنگی این سینما و سینمادوستان ایرانی تبریک می‌گویم. از صمیم قلب امیدوارم در سال جدید شاهد موفقیت‌های بیشتر و بزرگتر سینمای نوین ایران باشیم.»

با احترام محمدرضا گلزار


به امید دیدار
یاحق

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط ناشناس | 

  گزارش والیبال روز چهارشنبه ۹/۱۱/۸۷


روز چهارشنبه مثل روز های دیگه ما به ورزشگاه آزادی رفتیم

وقتی به داخل سالن رسیدیم ارتعاشات ست اول بازی رو برده

 بود و ست دوم شروع شد ارتعاشات عالی بازی می کرد وست

دوم رو به حریف واگذار کرد البته با اختلاف خیلی کم  اکثریت

 ارتعاشات رو تشویق می کردنما هم که معلوم بود برای

 چی و کی اونجا هستیم طرفدارهای تیم ارتعاشات مدام

می گفتن گلزار بیا اینجا و آقای گلزار بلند می شدن

و برای اونها تعظیم می کردن و یکبار اونقدر این جمله

 رو تکرار کردن که آقای گلزار رفت پیششون و

 اون موقع بود که صدای جیغ و هورای همه

طرفداراش بالا رفت. ماهم اینطرف در قسمت

بانوان نشسته بودیم و آقای گلزار رو خیلی به سختی

می تونستیم ببینیم چون حراستیها خیلی سختگیری

 می کردن و به همین خاطر ما زیاد نمی تونستیم

 گلزار گلزار کنیم ولی آقایون حق مطلب رو به جا

 می آوردنو با شعارهای رو قلب من نوشته فقط گلزار رو عشقه

 و گلزار دوستت داریم ویوزارسیف ایران گلزاره و..............

 حسابی آقای گلزار رو تشویق کردن و ایشون هم مدام با اینکه تب

داشتن و مریض بودن به طرفدارانشون اظهار لطف می کردن

و گاهی هم برای ما دست تکون می دادن و به ما لبخند می زدن

و با اینکه جای ما خیلی خوب نبود و زیاد جلوی دید ایشون

 نبودیم ولی ایشون مارو هم فراموش نمی کرد

خلاصه گیم سوم و چهارم رو هم تیم ارتعاشات برد

بسیار عالی بازی کردنوقتی بازی تموم شد ما رفتیم بیرون

 که آقای گلزار رو از نزدیک ببینیم ولی وقتی که آقای گلزار

 بیرون اومد تا سوار ماشین بشه تمام طرفدارانش به

طرفش رفتن وتقاضای عکس و امضا داشتن اونقدر

دورش شلوغ بود که نمی دونست چه طوری جواب

 طرفدارانش رو بده خلاصه آقای گلزار ورزشگاه رو

ترک کردن

منبع : khaharane-golzar.blogfa.com


به امید دیدار
یاحق

+ نوشته شده در  شنبه 12 بهمن1387ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط ناشناس | 

اظهار نظر رضا کیانیان در مورد محمدرضا گلزار

رضا گلزار سرمایه این سینماست و همیشه به گلزار احتیاج داریم

خیلی از کارگردان ها و تهیه کنندگان سینمای ما وقتی میخواهند فیلم بسازند به فکر این هستند که الان چه میفروشد خب الان چون رضا گلزار میفروشد هی با او فیلم میسازند ولی آنها متوجه نیستند که رضا گلزار سرمایه این سینماست و این طوری حرام میشود در صورتی که اگر به صورت معقول از او استفاده کنند برای همیشه میماند چون ما همیشه به رضا گلزار احتیاج داریم خود رضا گلزار هم باید مراقب خودش باشد و این قدر تند تند بازی نکند چون زود نابود میشود یعنی تو هم از سرمایه ای که خدا به تو داده استفاده کن و مواظبش باش و حرامش نکن

منبع:نشریه نسیم

شرمنده نمی دونم چرا هرکار میکنم نمیشه عکس بذارم


به امید دیدار

یا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط ناشناس | 

 پشت پرده عقده گشایی های اخیر علیه "محمدرضا گلزار"

  بوف ها همیشه از ستارگان متنفرند

 ماجرا کمی با همیشه فرق دارد. این بار صحبت نقد نیست.تحلیل جدی یا گزارش روشنگر هم همینطور.حتی کنایه و اشاره هم نیست.کار از این حرف ها گذشته و بعضی ها که احساس میکردند عقده ای سر دلشان مانده،بی پروا و مستقیم شروع به حمله کرده اند.هرچه داشتند رو کردند و با همکاری همدیگر اعتلافی تشکیل دادند تا مثلا سیر دردشان را بگویند.اما خب دستشان خالی است و از سر اجبار به زردنگاری و خاله زنک بازی افتاده اند!

شاید حالا بپرسید قضیه چیست؟برای آنها که خبر ندارند بنویسیم که:ماه گذشته یک نشریه اقدام به چاپ مطالب جهت داری تحت عنوان "پرونده محمدرضا گلزار"کرد.گویا دو-سه خبرنگار جوانی که مطالب این پرونده را تهیه کرده بودند،در اصل کارکنان یک نشریه خانوادگی هستند که به سرکردگی یک خبرنگار دیگر،جوسازی علیه رضا گلزار را در مجله خانوادگی خودشان هم ادامه دادند.این دو نشریه آنقدر با هم هماهنگ بودند که حسابی قربان صدقه یکدیگر رفته و پای مطالب از خودشان تشکر کرده اند! پیش از اینکه بیشتر درباره قصد و غرض این عده چیزی بگوییم،بهتر است به مطالب و در حقیقت توهین های منتشرشده توسط آنها نگاهی بیندازیم.

خبرنگاری که مقدمه پرونده را نوشته است،سعی کرده هرطور شده چاپ آن چند صفحه مطلب و عکسهای بزرگ و مشتری جمع کن گلزار را توجیه کند.این خبرنگار بعد از کلی کلنجار رفتن با خود،ابتدا اصرار کرده به خواننده بقبولاند که عوامل و منتقدان سینما گلزار را دوست ندارند و تماشاگران هم "نمی دانند که پسر جوان و رعنای سینمای ایران را دوست دارند یا ندارند"!یکی نیست به ایشان بگوید:حالا فرض که تو نماینده کل منتقدان سینمایی ایران باشی که نیستی،چطور در مورد عوامل سینما حکم صادر می کنی؟فرضیه های بی پایه را که نباید در رسانه مطرح کرد و به اسم گزارش و یادداشت به خورد خلق الله داد.بعد هم اینکه 7-8 صفحه مجله درباره این بازیگر محبوب سینما نوشته اید،هزاربار اصطلاح "ستاره" یا "سوپراستار" را در مورد رضا گلزار به کار برده اید،خودتان از پرفروش بودن و رکورد شکستن فیلم هایش نوشته اید.آنوقت چطور رویت می شود چنین ادعایی بکنی؟محمدرضا گلزار طی فقط 8 سالی که در سینما فعالیت می کند،کلی فیلم بازی کرده است.دلیل پرکاری او چه بوده جز تضمین فروش هر فیلمی که در آن ظاهر می شود و کشاندن مخاطبان پرشمار خود به سالن های سینمای بی رونق ما؟آیا همین برای پس گرفتن آن ادعای مضحک بس نیست؟

این خبرنگار اعتراف کرده از چاپ پرونده گلزار قصد نتیجه گیری ندارند و هدف و مقصدشان فقط "رسیدن به تصویر حقیقی یک چهره" است.اما آیا با آن دیدگاه منفی و جهت داری که ذکر شد،رسیدن به این هدف محال نیست؟به یک نمونه دقت کنید:نویسنده خوش فکر پرونده،همکاری محمدرضا گلزار در نشریه "رویش" را"حضور در قلب دشمن"توصیف کرده.با این توجیه آبکی که:بله،چون نشریات زرد زیاد درباره این هنرپیشه همیشه مورد توجه زیاد می نوشته اند،گلزار خودش وارد گود شده تا جلوی شایعات رت بگیرد و... باید گفت صد رحمت به نشریات زرد،جداً با مطالب این پرونده روی آنها سفید شد!
اما بدترین اتفاق ممکن وقتی رخ داده که نویسنده ظاهراً می خواهد به سوژه(گلزار)حمله کند اما وسط ناسزاگوییهایش،توهین بزرگی هم به نسل جوان کشور می کند.عین متن را می آوریم تا خودتان قضاوت کنید:"(نسلی)که بزرگترین اتهام دوران را با خود دارند:بی سوادی".گویا نه تنها نویسنده مطلب نتوانسته بغض و کینه خود را کنترل کند،بلکه سردبیر مجله هم با او همراه شده و مشترکاً اسن دسته گل بزرگ را به آب داده اند.دسته گلی به بزرگی توهین به تک تک اعضای نسل جوان.

 
           مهاجمان فرصت طلب

 
 با قاطعیت نمی شود گفت چه دلیلی باعث شده این پرونده  و آنچه بعد در آن مجله خانوادگی چاپ شد،علیه یکی از پرطرفدارترین هنرمندان مملکت منتشر شود.جدا از لحن به شدت توهین آمیز و نکات بعضاً کذب این مطالب،هم از مدیران آن ماهنامه و هم از سردبیر و مشاور هنری مجله خانوادگی(که هر دو از همکاران محمدرضا گلزار هستند)اجازه چنین کاری بعید بود.به هر حال هستند خبرنگاران جوان و تازه کاری که به سودای شهرت طلبی،شیوه غلط "توهین به بزرگان"(به قصد بالا کشیدن خود)را پیشه کنند.این مدیران نشریه هستند که نباید اجازه نشر توهین و افترا را به خبرنگاران خود بدهند.

مثلا رضا گلزار خبرنگاری را که با هزار خواهش و واسطه کردن دوستان امکان مصاحبه با او را پیدا کرده،به دلیل لحن بد و برخورد زننده اش حین گفتگو،از چاپ آن مصاحبه منع می کند.معلوم است که چنین شخصیتی با بغضی شدید مترصد کینه کشی از گلزار خواهد ماند،و چه فرصتی بهتر از پرونده محمدرضا گلزار؟به نوشته های این خبرنگار نگاه کنید،به جای آن یک مصاحبه چاپ نشده،دو- سه مطلب دیگر درباره آن دیدار ناریخی اش با گلزار نوشته و با حمله به این چهره معروف،قصد مطرح کردن خود را دارد.این یک ادعا نیست.کافی است نگاهی سرسری به نوشته اش بیندازید تا ببینید چندبار نام بزرگان یا نوشته های این استاد آنقدر عصبی و متوهمانه است که ارزش پاسخ گفتن ندارد.فقط ذکر یک نکته ضروری به نظر می رسد:همین آقا که قلم زدن رضا گلزار در مجله رئیش را مورد تمسخر قرار داده است،خودش خبرنگار مجله ای خانودگی است که...

 

             چرا رضا گلزار ؟

 

محمدرضا گلزار(به شهادت نوشته های همان پرونده کذایی)در طول کمتر از یک دهه حضورش در عالم حرفه ای هنر،میلیون ها تماشاگر را به سالن های سینما یا کنسرت های موسیقی و حتی سالن های ورزشی کشانده است.به پشتوانه محبوبیت او و حضورش در تیم والیبال هنرمندان،چندین و چند مسابقه خیریه و عام المنفعه گرما گررفته بود.

تقریباً همه منتقدان اذعان دارند که گلزار یکی از معدود رونق بخش های بی چون و چرای سینمای ورشکسته ما به حساب می آید.وقتی در گروه موسیقی آریان بود یکی از عوامل اصلی محبوبیت این گروه بود و وقتی در گروه های دیگری مثل گروه"دارکوب" ظاهر شد،یک شبه این گروه ها را به اوج شهرت رساند و هزاران علاقه مند برای تماشا و شنیدن هنرنمایی اش جلوی گیشه فروش بلیط کنسرت ها صف کشیدند.

اخیراً هم که این محبوبیت را در اختیار حوضه ای دیگر گذاشته و حالا عرصه ورزش(تیم والیبال ارتعاشات صنعتی)از نعمت حضور او و همراهی هوادارانش سود می برند.اصلاً به همین مجله ا که در دست تان است نگاه کنید.همکاری رضا گلزار در این نشریه باعث رونق و شور شوقی جالب در میان مخاطبان و نویسندگانش شده.می شد که مثل خیلی های دیگر،سود این شهرت و اقبال عمومی فقط و فقط به حساب خود او واریز شود.اما او هرکجا که می رود با خود گرما و انرژی می برد،نگاه ها را به آن سو می چرخاند و سیل علاقه مندان پشت سرش می آیند.شاید این مقبولیت و محبوبیت حسادت گروهی تنگ نظر را تحریک کند،اما کیست که نداند این ستاره طلایی تا به حال فقط خیر و نیکی پراکنده و بس !


منبع:مجله رویش٬شماره شانزدهم٬نیمه اول بهمن ۸۷٬صفحه ۳۹ 

+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت 1:26 قبل از ظهر  توسط ناشناس | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام دوستان عزیز
من این وبلاگ رو به خاطر علاقه به آقای
گـــــــــــــــــــــــــــلــــــــــــــــــــــــــــــزار
و کسب تجربه در زمینه وبلاگ نویسی راه اندازی کردم
امیدوارم لذت ببرید و منو از نظرای قشنگ و مفید و سازدنده خودتون بی نصیب نذارید
دوست شما
ناشناس

پیوندهای روزانه
دختر مرداب
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
پیوندها
باشگاه مردانه سوپراستار هنرمندان
گروپ رسمی محمدرضا گلزار
سایت رسمی محمدرضا گلزار
خواهران همیشگی محمدرضا گلزار
عکس های رضا گلزار
محمد رضا گلزار عزیزم
دوستداران محمدرضا گلزار
طرفداران محمدرضا گلزار
گلزارجون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM